پژواك

طنز،عكس،كاريكاتور و خبرهاي داغ سياسي

تجاوز گروهی به دختر 18 ساله در ملاعام

نوشته‌شده به دست حامد سازگار در 5 دسامبر 2010

طبق عرف برخی قبایل پاکستان حق عرفی و قانونی افراد برای ستاندن شرف و حیثیت خود در جامعه است.

یک دختر ۱۸ ساله پاکستانی بدستور دادگاه قبیله ای در شهر مروالا در پاکستان مورد تجاوز گروهی قرار گرفت. این جرم در حالی اتفاق می افتاد که حدود یک هزار نفر از مردم شهر و در مقدمه آنان پدر آن دختر نظاره گر آن بودند.

طبق گزارش سازمان حقوق بشر سالیانه دهها جرم اینچنینی در جامعه پاکستان اعمال می شود که دولت و نیروهای امنیتی با وجود اطلاع قبلی در صدد منع اعمال آنها نیستند.

به گزارش فردا یک دختر ۱۸ ساله پاکستانی بدستور دادگاه قبیله ای در شهر مروالا در پاکستان مورد تجاوز گروهی قرار گرفت. این جرم در حالی اتفاق می افتاد که حدود یک هزار نفر از مردم شهر و در مقدمه آنان پدر آن دختر نظاره گر آن بودند.

طبق این گزارش برادراین دختر، نوجوانی ۱۱ ساله و از قبیله گوجار با دختری از قبله ماسوتی که از لحاظ اجتماعی بالاتر ازقبیله او بود رابطه برقرار کرده و مردم شهر آنان را در حال قدم زدن در شهر مشاهده کرده بودند.

دادگاه قبیله ای وابسته به قبیله ماسوتی برای انتقام از این کار نوجوان طبق قواعد عرفی حاکم در پاکستان دستور داد که باید خواهر آن پسر ۱۱ ساله در میان عموم مردم شهر و حضور پدر آن دختر مورد تجاوز گروهی مردان قبیله قرار گیرد تا به این طریق اعتبار و شرف خود را در جامعه برگردانند.

در این تجاوز ۴ مرد به انتخاب دادگاه شرکت کرده بودند و در حالی که دختر و پدر با گریه از آنان درخواست بخشش می کردند با حضور بیش از یک هزار نفر از مردم شهر و جلوی دیدگان پدر به دختر ۱۸ ساله تجاوز شد.

گفتنی است که این شیوه طبق عرف برخی قبایل پاکستان حق عرفی و قانونی افراد برای ستاندن شرف و حیثیت خود در جامعه است. طبق گزارش سازمان حقوق بشر سالیانه دهها جرم اینچنینی در جامعه پاکستان اعمال می شود که دولت و نیروهای امنیتی با وجود اطلاع قبلی در صدد منع اعمال آنها نیستند.

نوشته شده در خبر | Leave a Comment »

اعلامیه ترحیم(فوت) شهلا جاهد

نوشته‌شده به دست حامد سازگار در 4 دسامبر 2010

نوشته شده در عكس | Leave a Comment »

اعدام (نیستانی)

نوشته‌شده به دست حامد سازگار در 2 دسامبر 2010

نوشته شده در كاريكاتور | Leave a Comment »

شهلا جاهد قربانی هوسرانی ناصر محمد خانی شد! (ترانه علیدوستی)

نوشته‌شده به دست حامد سازگار در 2 دسامبر 2010

بعضی آدم‌ها طعم از دست‌رفتن نزدیکان‌شان را می‌چشند و بعضی نه.
کسانی که «قربانی» می‌دهند توی دلشان حفره دارند. حفره‌ای که پر نمی‌شود. نمی‌شود. تا دنیا دنیاست پر نمی‌شود. مادر من همیشه می‌گوید: «فقط مرگ است که چاره ندارد.» چاره نداشتن با دل انسان جور نمی‌شود هرگز. آدم زیر بار بیچارگی دل‌تنگی عزیزش، فکر از دست دادن عزیزش، تصور به زمین افتادن عزیزش، خم و کهنه و کوچک می‌شود. همه این را می‌دانند. اما همه این را نمی‌فهمند. نمی‌شود فهمید، چون توی چشم آدم داغ دیده نمی‌شود نگاه کرد. بعید است که بشود و تا چشم‌های کسی را نبینی راه پیدا نمی‌کنی به جاده‌ها و گذرها و کوچه پس کوچه‌های دلش.
بعضی آدم ها از نعمت بخشیدن برخوردارند و بعضی نه.
کسانی که از نعمت بخشیدن برخوردار نیستند را نمی‌توان سرزنش کرد. بعید است که بشود. سرزنش کسی، برای قرار گرفتن در وضعی که خود در آن دخیل نبوده و پیش بینی‌اش نمی‌کرده منصفانه نیست. هیچ صاحب حقی انتظار پامال شدن حقش را نداشته که بتواند خود را برای روبرو شدن با آن آماده کند. هیچ‌کس نمی خواسته در وضعی باشد که سیاهی انتقام گرفتن بشود تنها مأمن زخم‌های دلش. دل زخمی راه زیادی دارد تا برسد به آن قرار و سکوتی که برای بخشیدن لازم است.
بعضی آدم ها با اعدام مخالف‌اند و بعضی نه.
کسانی که با کشتن دیگران مخالفند، الزاما مخالف جزا نیستند. معمولا معتقدند که کشتن مثال بارز خشونت است و تنبیهی برای خشونت نیست. کشتن در ازای کشتن چاره نیست. خود، همان است. حتی شاید تلخ‌تر باشد. چرا که با تدبیر و برنامه‌ریزی و مصلحت‌اندیشی برایش تصمیم‌گیری می شود و نه از جانب ذهنی آشوب زده که جانی به حساب می‌آید. اما جزایی باید باشد، جزایی سخت، برای تنها‌کردن دل آدم‌ها. برای ایجاد حفره‌ای که تا دنیا دنیاست پر نمی‌شود.
بعضی آدم‌ها عاشقی را به رسمیت می‌شناسند و بعضی نه.
کسانی که عاشقی را به رسمیت می‌شناسند الزاما صاحبان خوشبخت عشق یا قربانیان خشمگین آن نیستند. اما می‌دانند که قصه‌های تلخ و شیرین زیادی هر روز و هر روز به هوای عشق مسیر عوض می‌کنند. می دانند که عشق بادی است که به بادبان هرکس گیر کند سفرش را می‌برد به مقصد دیگری. می‌دانند که عاشق راحت‌تر زخم می‌خورد، و راحت‌تر زخم می‌زند. آنهایی که عاشقیت را به رسمیت نمی‌شناسند هم نه این که دل‌های نامهربان داشته باشند، بلکه انسان را، این اشرف مخلوقات را صاحب تصمیم و فکر می‌دانند. صاحب لحظه جادویی بزرگواری؛ صاحب لحظه تصمیم.
بعضی آدم ها هدف عشق‌های ماندنی می‌شوند، بعضی هدف عشق‌های رفتنی، و بعضی نه.
کسانی هستند که عشق را مثل فرزند ناخواسته‌ای که باید خدا را به خاطرش شکر کرد حفاظت می‌کنند تا با بزرگ‌شدنش عصای دست‌شان باشد. کسانی هستند که مجبورند یک عمر از دست عشقی که نمی‌خواهند شامل حالشان شود فرار کنند. کسانی هستند که یک بار روی آوردن عشق به زندگی‌شان را غنیمت می‌شمرند و قدرش را می دانند. کسانی هم هستند که بر حسب قضا و قدر، نام و صورت آشنای‌شان هزاران هزار عشق اصل و بدل برایشان می‌آورد.
همه آدم ها، همه آدم ها همه آدم ها
از دنیای نوجوانی‌شان خاطره‌ای یا خاطراتی از عشق‌های شرمگین و ممنوع دارند که هرگز فراتر از خیال‌های قصه مانند نرفته، یا که کمترین نشانه‌اش نامه نوشتن‌های یواشکی بوده، سکوت‌های ترسای پشت تلفن زدن‌های بی‌جا، یا حتی دست تکان دادن‌ها و جلب توجه کردن‌های آرزومندانه‌ای که امروز به آنها می‌خندند، یا که هنوز معصومانه بابت‌شان خجالت می‌کشند… معلم دبستان، دوست خواهر بزرگتر، پسرعمویی که پس از سال‌ها از فرنگ آمده، هنرپیشه‌ای در یک سریال، همسایه‌ای که ساعت مدرسه رفتنش را با ما هماهنگ می‌کرد و یا ما فکر می‌کردیم که می‌کند… ورزشکاری که تصویر دویدنش بهترین تصویر بوده از قهرمانی که لایق عشق است…
درست همین حالا، خبر رسید که زنی که متهم بود به قتل زنی دیگر در یک ماجرای منتسب به عشق و حسادت، اعدام شد.
در این لحظه زنی کشته شد. به اتهام آتشی که در زندگی یک خانواده انداخت. به اتهام کشتن زنی، مادری، دختری.
من نمی‌دانم اگر قاضی بودم، جزو آن هفت نفری بودم که فکر می‌کردند شهلا جاهد بی‌گناه است، یا جزو بیست نفری که فکر می کردند گناهکار است.
بر فرض این که او قاتل بود…
می‌دانم که از دست‌رفتن عزیز چاره و درمان ندارد، می‌دانم که بخشیدن سخت است و خیلی اوقات خودم توانش را نداشته‌ام، با کشتن انسان‌ها مخالفم اما دلم می‌خواهد انسان‌ها جزای کاری که می‌کنند را بچشند، عاشقی را به رسمیت می‌شناسم و فکر می‌کنم انسان عاشق انسانی‌ است که معنی خوشی‌ها و حسرت‌هایش با دنیای قاضی انسان‌های غیر عاشق متفاوت است، اما خدا نیستم و نمی‌دانم در هیچکدام از این چیزهایی که می‌گویم حق با من هست یا نه، اما این را می‌دانم که شهلا جاهد وقتی عاشق ناصر محمدخانی شد که سیزده ساله بود.
ناصرمحمدخانی وقتی به او روی خوش نشان داد که او نه تنها قاتل نبود، که گواهینامه هم نمی‌توانست داشته باشد. سال‌ها در خانه‌ای مخفی‌اش کرد که از مسیر رفت و آمدهای روزانه‌اش دور نباشد. از او یک مجرم ساخت. یا… اگر بخواهم مواظب حرف زدنم باشم، در مجرم شدن او نقش داشت و در نُه سال تمام زندانی بودنش، کتک خوردنش، بازجویی شدنش، تا دم مرگ رفتن و آمدنش، حتی نماند که نگاه معنادار مردم کوچه و خیابان مکدرش نکند.
بعضی آدم‌ها خودخواه و ترسو و ناجوانمردند و بعضی نه.
اما انگار فقط یکی هست که می‌تواند شب قبل سوار هواپیما شود، ساعت کوک کند تا قبل از طلوع آفتاب بیدار شود، شلوار و پیراهن بپوشد، سوار ماشین شود… و به تماشای حلق آویز شدن زنی برود که وقتی به او دل بست بچه بود اما سال‌ها، به گفته خودش، صبح‌های زمستان زودتر از او بیدار می‌شد تا قبل از او مدتی روی کاسه توالت بنشیند، مبادا که محبوبش، آرزویش، قهرمانش، حس کند آن سرمای بدمصب دم صبح را.
نمی‌دانم.
فرشته عدالت چشمانش بسته است و گاهی با چشمان باز می‌خواهمش.
این حفره ها پر نمی‌شوند. نمی‌شوند. تا دنیا دنیاست پر نمی‌شوند.
وبلاگ ترانه علی‌دوستی
وکيل شهلا جاهد پس از اعدام: محمدخانی آنجا بود هيچ نگفت، خانواده تا آخرين لحظه رضايت ندادند
شهــــلا جــــاهد بامـداد امـروز اعدام شـد، او تا لحظه‌ آخر با گريه و التماس تقاضای گذشت داشت

نوشته شده در نوشتار, وبنما | Leave a Comment »

فعالیت مجدد پژواک

نوشته‌شده به دست حامد سازگار در 1 دسامبر 2010

پس از ۲ سال تصمیم گرفتم دوباره پژواک را آپ کنم و به فیلتر شدنش فکر نکنم . امید وارم دویاره خوانندگان به وبلاگ پژواک برگردند. منتظر همه شما هستم

نوشته شده در نوشتار | Leave a Comment »

انتقال به بلاگ اسكاي

نوشته‌شده به دست حامد سازگار در 1 ژانویه 2009

دوستان عزيز ظاهرا  داستان فيلتر شدن پژواك ورد پرس جديست . من اين سرور را با همه مشكلات به اين دليل انتخاب

كردم كه از تيغ فيلترينگ فرار كند . اما ظاهرا اين سانسورچي ها از رو نميروند. پس من هم از رو نميروم و در

سروري ديگر شروع ميكنم .

دوستان موقتا در  http://www.raport.blogsky.com ادامه ميدهم و در آينده نزديك يك سايت شخصي راه

انداري ميكنم .اگر كسي همين قالب بلاگ اسكاي را توانست به صورت ديناميك براي سايت تهيه كند اعلام كند. متشكرم

 لطفا نظرات را فقط در راپورت ثبت كنيد . واقعا اين وردپرس بدرد نميخوره. در راپورت منتظرتونم.

درود بر سانسورچي

نوشته شده در نوشتار | 7 Comments »

فیلترینگ توبه مرا بپذیر

نوشته‌شده به دست حامد سازگار در 31 دسامبر 2008

من نمیدونم با چه زبانی باید توبه کنم که وبلاگهام فیلتر نشه . بابا همین چند خط چرت و پرت یک آدم بی سواد را حد اقل فیلتر نکننید . شما از چه میترسید ؟ شما که بالای 60% رای به نظام دارید دیگر چرا واهمه یک بلاگ فکستنی را دارید ؟  خنده و شوخی های سیاسی هم ترسیدن دارد؟ این چه داستانیست که درست کردید ؟ پس چطور میخواهید با آمریکا و شوروی و جهان سرمایه داری که به قول خودتان تماما نیرنگ و خدعه هستند بجنگید؟

من اینجا صیغه توبه را جاری میکنم به شرطی که دیگر فیلتر را بردارید و بنده هم متقابلا قول میدهم که فقط مطالب کیهان را کپی کنم.

درود بر خمینی. درود بر خامنه ای. درود بر هاشمی رفسنجانی. درود براحمدی نژاد. درود بر احمد یادگار. درود بر فلاحیان. درورد بر مهدوی کنی. درود بر شیخ حسن نصرالله . درود بر شیخ راغب حرب. درود بر هنیه ی. درود بر خاتممی. درود بر کروبی. درود بر هاید خامنه ای . درود بر هادی غفاری.درود برخلخالی . درود بر بهشتی . درود برلاریجانی.درورد بر حسنی . درود بر اعلم الهدا. درود بر حائری شیرازی. درود بر جنتی. درود بر مشکینی . درود بر امامی کاشانی. درود بر مصباح یزدی. درود بر مکارم شیرازی و درود بر حسن شریعتمداری و درود بر هر کی شما بگین

مرگ بر آمریکا .مرگ بر اسرائیل. مرگ بر شوروی. مرگ بر روسیه . مرگ بر انگلیس. مرگ بر ارژانتین. مرگ بر کانادا. مرگ بر استرالیا. مرگ بر مصر.مرگ بر لیبی. مرگ بر الجزایر مرگ بر اردن . مرگ بر عربستان سعودی. مرگ بر قطر . مرگ بر بحرین. مرگ بر امارات. مرگ بر فرانسه. مرگ بر زلاند نو. مرگ بر قاره آمریکاغیر از بولیوی ,ونزولا, اکوادور . مرگ بر قاره آسیا غیر از ایران و سوریه. مرگ بر قاره آفریقا . مرگ بر اقیانوسیه. مرگ بر اتحادیه اروپا. مرگ بر قاره اروپا.مرگ بر بوش. مرگ بر کارتر. مرگ بر ریگان. مرگ بر بوش پدر . مرگ بر بوش بی پدر. مرگ بر اوباما. مرگ پوتین. مرگ بر صدام. مرگ بر میتران. مرگ بر شیراک . مرگ بر سارکوزی . مرگ بر تاچر . مرگ بر هیتلر. مرگ بر موسیلینی. مرگ بر بلر. مرگ بر گوردون بران. مرگ بر رایس . مرگ بر برپنیسکی. مرگ بر بولتون. مرگ بر موشدایان. مرگ بر بگین. مرگ بر شارون. مرگ بر همه غیر از ما

امیدوارم این پست به عنوان توبه نامه یک کولی وبلاگ بدوش مورد قبول دوستان فیلترینگ قرار گیرد . 

باز آ باز آ  هر آنچه هستی باز آ       این درگه ما درگه نا امیدی نیست

نوشته شده در نوشتار | 6 Comments »

يك خبر خوب

نوشته‌شده به دست حامد سازگار در 31 دسامبر 2008

خبر خوب فيلتر شدن اين وبلاگ هم آمد و فكر كنم ديگر بايد قيد همين چند خط را هم بزنم. كامنت هاي دوستان حكايت از اين دارد كه داخل كشور در برخي اكانتها پژواك فيلتر است . گويا دوستان ديگر عادت كرده اند هر جا اسم حامد ميبنند وبلاگ را فيلتر كنند . حال چي مينويسد مهم نيست .

خوب من هم كه كولي و خانه بدوشم و دوباره به يك سرور ديگه ميرم راستش از اين وردپرس دل خوشي هم ندارم . دوستان سرور جديد را پيشنهاد كنند تا سريعتر اطلاع رساني كنم.

نوشته شده در نوشتار | 6 Comments »

تمركز رئيس در رئيس

نوشته‌شده به دست حامد سازگار در 30 دسامبر 2008

سخنراني رئيس‌جمهور در مجلس براي يك فوريت لايه هدفمند كردن يارانه‌ها

امروز احمدي نژاد به مجلس رفت و در باره ارقام و اعداد و لايحه هدفمند كردن يارانه ها خيلي چيزها گفت و متاسفانه كسي چيزي دست گيرش نشد. حتي لاريجاني كه معروف است به گفتن جملات فيلسوفانه و عالمانه و غير مرسوم كه خبرنگاران را عاجز ميكند .

وي به هر روشي براي فهميدن سخنان احمدي نژاد متوسل شد حتي به روش اكيو سان . اما حيف و صد حيف از درك يك جمله حرف حساب !!

نوشته شده در عكس | 1 Comment »

حمله و تصرف دانشجويان به باغ انگليس در تهران

نوشته‌شده به دست حامد سازگار در 30 دسامبر 2008

http://media.farsnews.com/Media/8411/Images/jpg/A0168/A0168724.jpg

ساعتي پيش با اقدام دانشجويان معترض به جنايات اسرائيل باغ سفارت انگليس به تصرف دانشجويان در آمد.
پس از آنكه خيل دانشجويان معترض به جنايات اسرائيل به سوي دفتر حافظ منابع مصر هجوم برده و با دخالت ماموران انتظامي از اين اقدام باز داشته شدند عده اي از دانشجويان با هجوم به باغ سفارت انگليس در قلهك اين باغ را به تصرف خود در اوردند.
به گفته جمعي از دانشجويان مستقر در اين باغ در حال حاضر 40نفراز دانشجويان طيف هاي مختلف دانشگاهي در اين باغ حضور داشته و نيروي انتظامي نيز سعي در بيرون كردن آنها از باغ سفارت دارد.
نكته جالب توجه اينكه اين دانشجويان در اولين اقدام ، پرچم كشور فلسطين را در باغ سفارت انگليس به اهتزاز درآوردند تابناك.

باز دوباره احساسات به هيچان آمده جواناني كه به فردا فكر نميكنند و كارهاي خلاف عرفي كه خدا ميداند چقدر هزينه بر دوش ملت سوار خواهد كرد . ؟

نوشته شده در خبر | 2 Comments »

 
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.